خرید بک لینک
مست شدم مست لب گلرخی

چرخ زنان از تو شدم ای سخی

باده ی نابی که خوراندی به من

روح نموده همه ی جامه، تن

روح توام شکل خودم جامه ات

دست تویی یار ! منم خامه ات

باغ تو بی خار ،مرا تازه کرد

آتش اندوه مرا کرد سرد

دست من و شاخه ی پر سیب تو

شام من و رقص پر از طیب تو

روز شده شام من ای میفروش

بر سر کوی تو برآرم خروش

من که به وهمت به سماع آمدم

وای اگر وصل تو یابم صنم!

لب بگشا لیموی خوش عطر من

گوش نما جمله ی این جان و تن

باغ اناری که به فردوس هست

پیش سخای تو همه گشت پست

باز بنه تا به خیالت به هم

پای بکوبیم همه دم به دم

بوسه ی تو آینه ی عشق بود

داغترین وهم وصال و سرود

+ نوشته شده در ساعت 16:23 توسط بهیار

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 16:50

صفحه بندی