پژمرده ام ای مجال ِ چشمه
اعجاز نما محالِ چشمه !
رؤیای دوباره در کنارت :
دستم به سوی زلالِ چشمه
این جا برهوت بوسه و قند
برقی بزن ای خیال چشمه
من چنبره ی ز غم تکیده
تو آبشر شلال چشمه
طفلی و غمی ، زنخ به زانو
در آرزوی نوال چشمه
گاهی بنه پای در خیالم
تا زنده شود غزال چشمه
گرما و ملال و هجر رویت
فواره شو ای خیالِ چشمه
برچسب:
نویسنده: کیان امینی