خرید بک لینک
شدم از شور شیرین تلخ، خواهم

شود فرهادِ قصه، خسروِ جم

پریرویا گذر کن سوی مشرق

پسینگاهان و، واکن بقچه ی دق

دلم تنگ است و این جا در کمینم

که «شیرین چشمه را جوید» ببینم

بلورِ تن به آب این حوالی

رها کن ، پر کن این چشمانِ خالی

نگاهم را انار و سیب بسپار

به سانِ رخت کاو خسرو کند خوار

خدا مرداد را با چشمه آورد

به چشمم غوطه ور شو : چشمه ی دَرد

دو چشمم ، برکه از آغازِ خرداد

که شیرین تن نماید تیر و مرداد

مرا خسرو کن ! ای شیرینِ فرهاد

ز پا افتادم از این رسمِ بیداد .

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 9:15

صفحه بندی