اندوه هر کس و هر جا، تلنگری ست
تا خون ز زخم یاد تو از نو روان شود
این پیرِ آه
فریاد گردد و بار دگر جوان شود.
توت بلند
رهگذران را نشانه بود
در دشت بیکرانه و بی آب،
اینک نشانه نیست :
هر جای دشت، مثل دگر جای و
مبهم است
بی تو کران به کران دشت
خشک
ولی من
بی سایه سار تو در دور دست
دلگرم نیستم.
اندوه تو این جا
و من .
من و تو
در کنار هم
در خیال خام.
برچسب:
نویسنده: کیان امینی