منظم در تکرار خویش شکیبایند
ما بیقراریم و در تکرار و تنوع ناشکیباییم
غروب ها در انتظار عاشقان جهانند
عاشقان آشفته تر از تشخیص اند
فلق را از شفق
و گرگ و میش صبح و شام را
از هم وا نمی کنند
مسخره اند عاشقان جهان.
بی مسخرگان
جهان ، تغار بی نمکی بیش نیست
من دیر یا زود می آیم
می دانم کفش هایم
رج هایت را می بویند و می جویند
رستمی منیژه های امروز را از چاه افراسیاب نمی رهاند
بیژنی را دل به تهمتنی خوش نیست
در روزگار بی رستمِ پر شغاد
دلدادگی مسخره ی با مزه ای است
جهان بیمزه را .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی