باز آوایت مرا دیوانه کرد
رامش خواب مرا ویرانه کرد
شمع خاموش خیال کهنه را
یادت آتش در زد و پروانه کرد
بوی موی یار می آید ز شب
شال شب در گردنم کاشانه کرد
ای نگاه ناز یار مه جبین
باز چشمت عقل را دیوانه کرد.
برچسب:
نویسنده: کیان امینی