خرید بک لینک
مچاله و بی ترحم می غلتند

بر کوچه های سفت و سرد

عاشقانه هایی

که از دفتر شعرم تبعید شده اند.

انبوهی از تو

از شادی و امید

می غلتند و در هم شکسته می شوند.

دفتری از اندوه گشوده ام

با قلمی سیاه

تا کی ، تا کجا

دفتری از خودم برای خودم

خوراک آتشی در فردا ها

شاید .

+ نوشته شده توسط بهیار در و ساعت 10:44 |

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 9:49

صفحه بندی