خرید بک لینک

نگاه ناگهانت برق زد در غار اندوهم

لبم وامانده بود از واژه ای

تا واکند احساس گنگم را .

خیال چهره ات در ذهن

با دیدار یکیاره

رها ماندم میان وهم و بودنت در آستان در.

پس از دیری

چه روزی شد

کنار تابش خورشید یکتای نگاه تو .

+ نوشته شده توسط بهیار در و ساعت 19:6 |

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 9:49

صفحه بندی