خرید بک لینک

تاب می آورم

دنده های برّه را بر گرده هایم

اگر باید دانه شوم

اگر در آرزوی آرد و خمیر شدن ام

اگر که در هوای لقمه ای نان شدن ام

که در دهان دلربایی جویده شود.

با همه ام می گریم و گر می گیرم

تا شعری شوم

شاید بر زبان او ترانه شوم

کسی در ناکجا آباد

در لازمان و لامکان بغض و بردباری.

نفمه می شوم با درد

تا لبانش را فتح کنم. . .

چه بی کرانه است

سادگی های من !!!

+ نوشته شده توسط بهیار در و ساعت 18:16 |

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 9:49

صفحه بندی