مهر را آمیختم با هر کس از جایی رسید
گاه با نیزه گذاران و صعالیک عرب
گاه با عبری تباران دیار بیت لحم
پاره پاره نیستم
گر پاره هایم هر کجاست
پاره های جان یکتایم سوی خورشید عشق
جان یکتایند با هم
گر چه در تن های دور.
جشن ها دارم
به هر سویی ، نژادی، میهنی
پوزخند مهر در لب های هرکس ، از من است.
مهرم و عشق آفرینم
از دیار گربه ای
گرچه سگ را با وفاتر گفته اند از گربه ها.
جسم ها و نقشه ها ظرفند و مهر
باده ی رقص آورند و اصل جان.
مهر را آمیختم با هر که از راهی رسید
سرزمین مهر !
پایا باش
ای دشت نبرد خیر و شر .
مهرم و آغوش واکرده برای عالمی
مهرم و گاهی هوای کلبه ای دارم
کنار کوه و دشت و آبشار.
کلبه ام
گاهی گلایه می کند
او برای خویش می خواهد
تمام مهر را .
برچسب:
نویسنده: کیان امینی