خرید بک لینک
گم کرده ام نگاه کودکی ام را

اما گناه چشم نبود و عینک و خورشید

تنها گناهکار خودم بودم

از یاد برده بودمش

در انبوه رنگ ها و صداها و جنگ ها

صد جنگ نمره و مدرک ، جاه و هزار دره ی بیراه

اکنون میان همهمه ی زرق و برق ها

تنها، غریب؛ صد رعد در گلو

در چشم ها باران ِ ساکت و پاییزی

در من جهید نور سیاهی

یک لحظه مزه یافت همه زخم و سوزها

اما دوباره تلخ شدم

دریافتم نگاه کودکی ام را

مظلوم گمشده ام را در راه رشد و هیاهو

دریافتم که گمشده ای دارم

اندوهم از نبودِ یاور از دست رفته ای است.

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:46

صفحه بندی