نه خیال خام آنم که بجویی و بیابی
به امید، شهره بودم؛ به ترانه و تقلا
شده ام شکسته شمعی و فتاده در سرابی
همه شوق شعله بودم که بر آتشم بخواهی
نه کسی کنار دارم نه به شعله ام کتابی
ز تو رود بودم ، به خیال، جاری و خوش
تو که رفته ای، چی ام من؟ سر برکه ای ، حبابی.
برچسب:
نویسنده: کیان امینی