دو پنجاهه در سکوت نشستم
مراقبه کردم
گریز از یاد تو را
همه ی لحظات از تو پر بود
پس
از غار خویش بیرون خزیدم
تا در آفتاب تو
جانی دیگر بگیرم.
بیار شراب بوسه را
تا جانمازم را
تطهیری دیگر کنم. . .
برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:50