خرید بک لینک

بر شترها دل سوزاندند

پیاده شدیم

بر خارهای حاشیه ی راه نیز

پشتاپشت هم راه سپردیم

در رج شتران آسوده.

از فراز تنگه به ما نگریستند

و درازای رده ی پیادگانمان را

بادی در غبغب افکندند.

شتران و محمل ها از آن ما بود

اما همه مان از آن خود نبودیم

نخست با شوق سر نهادیم

سپس که دانستیم

نتوانستیم.

هر بار مایه ی فخریم

آنان را که غرورمان را به غارت بردند.

ازین گروه اسپارتاکوسی بر نخواهد خاست

پس بگذار باز در خیال رویت و شمیم مویت

بخوانم.

تو تنها غارت نشدنی منی

ای عشق

ای دیر

ای دور

ای دست نیافتنی!

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 9:46

صفحه بندی