انصاف این نبود
تنها رها کنی
میان این همه اندوه
این کودک دهاتی گِل باز را .
پنهان ز من اگر
در درد خود دوام می آوردی
اکنون اندوه همه ی یاد را فرا نگرفته بود
من ساده از کنار در گذار بودم
با چشم های تو جرات دیدار هم نبود
ای مهربانی بی هنگام
می بخشمت
اما مگر فراموش می شود
این همه زخم ها و پینه ها ؟!
برچسب:
نویسنده: کیان امینی